X
تبلیغات
رایتل

حقوقدانان جوان

این پرنده مردنی نیست

دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 00:25

کلیات دیه

دیات

1-تعریف دیه:

 ماده 15 قاندون مجازات اسلامی دیه را به شرح زیر تعریف کرده است: دیه مالی است که  از طرف شارع برای جنایت تعین شده است. این مال در اثر ارتکاب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا ولی یا اولیا دم حین الفوت او داده می شود.

2-آیا دیه مجازات است یا خیر؟

 در این خصوص علما و فقهای حقوق نظرات متفاوتی دارند اما آنچه که مسلم است قانونگذار ما در تنظیم قانون مجازات حاضر که برگرفته از نظرات امام خمینی می باشد،دیه را به عنوان یک مجازات در نظر گرفته ودر ماده 12 قانون مجازات اسلامی چنین مقرر داشته است که: مجازات های مقرر در این قانون پنج قسم است: 1-حدود 2-قصاص 3-دیات 4-تعزیرات 5- مجازات های بازدارنده. در ماده 15 قانون مرقوم دیه را به شرح بند 1 تعریف نموده است.

اما با وصف فوق دیه دارای دو خصوصیت مهم می باشد:

الف) با وجه به این که دیه مالی است که از طرف محکوم علیه به محکوم له پرداخت می شود و خصلت مجازات را دارد، برای مطالبه آن نیاز به پرداخت هزینه دادرسی نیست.

ب)با وصف اینکه دیه مجازات محسوب می شود و اصولاً با فوت محکوم علیه اجرای مجازات و حکم نیز متوقف می گردد، لیکن به لحاظ خصلت مالی داشتن دیه ، با فوت محکوم علیه ساقط نمی شود و می توان از دارایی او استیفا و یا از ورثه  وی مطالبه نمود.

3- تعریف ارش:

ارش یا دیه غیر مقدر در اصطلاح حقوقی و فقهی یعنی تفاوت قیمت سالم و معیوب و به موجب قانون دیات نیز دیه ای است بر عضو بدن که شرعاً برای آن عضو، دیه مقدر تعین نشده باشد، که توسط خبره و کارشناس مربوطه تعین می گردد.ماده 367 ق.م.ا. در این خصوص چنین بیان می دارد: هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعا ًمقدار خاصی به عنوان دیه برای آن مشخص نشده باشد، جانی باید ارش بپردازد.

4- ارش توسط چه کسی تعین می شود:

چون تعین ارش امری فنی و تخصصی است، لذا باید توسط کارشناسان مربوطه که توسط دادگاه انتخاب و منصوب می شوند، تعین گردد و هر ذینفع حق اعتراض نسبت به نظریه کارشناس و یا کارشناسان را خواهد داشت. این کارشناسان می توانند از پزشکان معتمد و یا پزشکان سازمان پزشکی قانونی باشند.معمولاً در رویه های موجودسازمان پزشکی قانونی شخصاً پس از معاینه مصدوم وبا در نظر گرفتن دیه کامل انسان و نوع وکیفیت و مقدار صدمه وارده اقدام به تعین ارش بر حسب دیه کامل انسان و اعلام آن پس از پایان طول درمان و یا در پاسخ استعلام مراجع قضایی، می نماید.

5- مسئول پرداخت دیه و ارش چه کسی می باشد؟

چنانچه جانی نابالغ و دیوانه نباشد، مسئول پرداخت دیه و ارش در جنایت عمد و شبه عمدی خود وی (جانی) می باشد.

6-میزان دیه چقدر است؟

به موجب ماده 297 ق.م.ا. دیه کامل یک مرد مسلمان یکی از امور ششگانه زیر می باشد، که جانی در انتخاب هریک از آنها مخیر است و تلفیق آنها جایز نیست:

6-1) یکصد شتر سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.

6-2)دویست گاو سالم وبدون عیب که خیلی لاغر نباشند.

6-3)یک هزار گوسفند سالم و بدون عیب که خیلی لاغر نباشند.

6-4)دویست دست لباس سالم از حله یمن.

6-5) یک هزار دینار مسکوک سالم و غیر مغشوش که هر دینار یک مثقال شرعی طلا به وزن 18  نخود است.

6-6) ده هزار درهم سالم و غیر مغشوش که هر درهم به وزن 6/12 نخود نقره می باشد. با توجه به تورم و افزایش قیمت ها تغییر شاخص قیمت کالا، در ابتدای هرسال ارزش ریالی بندهای اول و دوم و سوم توسط قوه قضاییه تعین و مراتب اعلام می گردد و در رویه های معمول اجرای احکام کیفری به سبب تعذیر در تهیه عین امور ششگانه قیمت آنها با انتخاب جانی پرداخت می گردد.

7-تغلیظ دیه چیست ودر چه مواردی اعمال می شود؟

تغلیظ به معنای تشدید می باشد و جانی می بایست علاوه بر پرداخت دیه کامل، معادل یک سوم از هر نوعی را که انتخاب نموده را نیز پرداخت کند. تغلیظ تنها در پرداخت دیه قتل مصداق دارد. البته مشروط بر آنکه هم صدمه و هم فوت هردو در یکی از ماههای چهارگانه حرام رجب، ذیقعده، ذیحجه و محرم ویا در حرم مکرم کعبه واقع شده باشد. چنانچه صدمه در ماه حرام و فوت در ماه غیر حرام و یا بالعکس اتفاق افتاده باشد، از موارد تغلیظ دیه نمی باشد. اگر صدمه در یک ماه حرام و فوت در ماه حرام دیگر رخ داده باشد رعایت تغلیظ دیه الزامی است. ضمناً باید توجه داشت که اگر مقتول از اقارب قاتل باشد حکم فوق اجرا نخواهد شد.

(ماده 299 ق.م.ا. و تبصره ذیل آن)

8- دیه زن چه مقدار می باشد؟

دیه زن تا زمانی که کمتر از ثلث دیه کامل باشد، با دیه مرد یکسان می شود. اما چنانچه دیه وی از ثلث دیه کامل افزایش یافت ، نصف دیه مرد خواهد شد. پس اگر چنانچه دیه زن تا 33/33 درصد دیه کامل برسد، دیه وی برابر با دیه مرد می باشد. لیکن اگر دیه وی به %34 و بالاتر رسید،دیه اش به نصف دیه تقلیل می یابد.(مواد 300 و 301 ق.م.ا.)

9- دیه اقلیت های مذهبی چه میزان می باشد؟

به موجب تبصره ماده واحده الحاقی ماده 297 ق.م.ا. مصوب 1382 بر اساس نظر حکومتی ولی امر، دیه اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اندازه دیه مسلمان تعین می گردد

10-مهلت پرداخت دیه چه مدت می باشد؟

قانون گذار برای پرداخت دیه قتل عمد، شبه عمد و خطای محض به ترتیب یکسال، دوسال و سه سال به جانی فرصت داده است و در پرداخت دیه قتل جنین و دیه نقص عضو و یا جرح نیز ترتیب فوق رعایت می شود و طرفین می توانند برای تاخیر در پرداخت دیه با یکدیگر به تراضی برسند. در غیر تراضی تاخیر جایز نیست.

11-موارد تعلق دیه چیست؟

دیه به موارد زیر تعلق گرفته و باید پرداخت شود:

11-1) قتل یا جرح یا نقص عضو غیر عمدی که به صورت خطای محض واقع می شود.

11-2) قتل یا جرح یا نقص عضو غیر عمدی.

11-3) قتل یا جرح یا ضرب غیر عمدی.

11-4) در جنایات عمدی که قصاص جایز نیست، یا اولیای دم به عوض قصاص درخواست دیه می کنند.

12-تعریف خطای محض:

قتل یا جرح و یا نقص عضوی که مرتکب نه قصد جنایت داشته باشد و نه قصد فعل واقع شده را! پس در خطای محض عمد فعل نسبت به مجنی علیه وجود ندارد. اما امکان دارد عمد نسبت به حیوان و یا انسان دیگر ویا شیء وجود داشته باشد.

مثال: اگر علی با قصد جنایت بر حسن تیری به سوی او رها کند و آن یر به محمد که در حال عبور بوده است برخورد کند و کشته یا مجروح شود، جرم خطای محض نسبت به محمد شکل گرفته و نسبت به حسن جرم عقیم است.

13- تعریف شبه عمد :

قتل یا جرح و یا نقص عضوی که جانی قصد فعلی را که نوعاً سبب جنایت نمی شود را داشته (قصد و یا عمد در فعل نسبت به مجنی علیه وجود دارد) ولی قصد جنایت را نسبت به مجنی علیه نداشته است.

مثال : علی قصد تنبیه حسین را دارد و اورا نیز تنبیه کند به گونه ای که عمل علی نوعاً سبب جنایتی نمی شود، ولی اتفاقاً موجب جنایت گردد.

14- تعریف در حکم شبه عمد :

هرگاه بر اثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم مهارت و عدم رعایت مقررات مربوط به امری قتل یا ضرب  و یا جرح وارد شود به نحوی که اگر آن مقررات رعایت می شد حادثه اتفاق نمی افتاد، در حکم شبه عمد است . مانند تصادفات منجر به جرح در رانندگی ( تبصره 3 ماده 295 ق.م.ا.)

15- تعاریف ( در جراحات )...

احارصه : خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود.

 دامیه : خراشی که از پوست بگذرد و مقدار اندکی وارد گوشت شود ، همراه یا جریان کم یا زیاد خون.

متلاحمه : جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود، لیکن به پوست نازک روی استخوان نرسد.

سمحاق : جراحتی که از گوشت رد شود وبه پوست نازک روی استخوان برسد.

موضحه : جراحتی که از گوشت بگذرد و پوست نازک روی استخوان را کنار زده و استخوان را آشکار کرده باشد.

هاشمه : عملی که استخوان را بشکند گرچه جراحتی را تولید نکرده باشد.

منقله : جراحتی که درمان آن جز با جابه جا مکردن استخوان میسر نیست.

مامومه : جراحتی که به کیسه مغز برسد.

دامغه : جراحتی ک کیسه مغز را پاره کند.

جائفه : جراحتی که با هر وسیله و از هر جهت به شکم یا سینه یا پشت و یا پهلوی انسان وارد شود

نکته1 : لازم به یادآوری است که بندهای 6، 7، 8 و 9 مذکور فقط در سر و صورت مصداق دارد و در سایر اعضای بدن در صورت شکستگی به ماده 442 ق.م.ا. عمل می شود.

نکته 2 : دیه جراحات گوش و بینی و لب در حکم جراحات سر و صورت می باشد.